برچسب:
نویسنده: محمد موسویپور
خواب م ولی تردیدهایم را در پیله های بی شکیبای تو فهمیدم
پروانه بودن با تو بود ومن در ریسه های گریه پوسیدم
فرقی نخواهد کرد پروازم با بالهای تو به فردا رفت
گلهای بویده برای تو من رنج خود را با تو بوییدم
مریم کرمی
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۰ساعت توسط مشتق مجنون . علیرضا رضایی گورادل ع.ر.گ
برچسب:
نویسنده: محمد موسویپور
برچسب:
نویسنده: محمد موسویپور
برچسب:
نویسنده: محمد موسویپور
برچسب:
نویسنده: محمد موسویپور
آه از نگاه مرده ی مردان نا امید
وقتی که سرو های بلند از غرور و عشق
سر ریز میشوند
مثل درخت بید.
علیرضا رضایی گورادل
برچسب:
نویسنده: محمد موسویپور
انگار مهر تو
مانند قابله ی سالخورده ای
تیغی به روی بند وجودم کشیده است
صد ها هزار بال سپید از نگاه تو
در صحن بی ریای دلم پر کشیده است.
علیرضا رضایی گورادل
برچسب:
نویسنده: محمد موسویپور
مثال كر كه صدا را نمي كند باور
وفا نديده وفا را نمي كند باور
كسي كه از در و ديوار پشت پا خورده است
سلام پنجرا ها را نمی كند باور
و چشم سرخ من اين يادگار دلتنگي
نگاه عقده گشا را نمي كند باور
مگو قناري از آزار باد پاييزی
جوانه قصه مارا نمي كند باور
گذشت عمر عزيز و چه دير فهميدم
زمين نخورده عصا را نمي كند باور
علی حیدری
برچسب:
نویسنده: محمد موسویپور
و ما در این غبار تار
که بیشه حرف از شکار شیر میزند
در انتظار لحظه های ساده تر نشسته ایم
در این فضای ملتهب شکسته ایم
علیرضا رضایی گورادل
برچسب:
نویسنده: محمد موسویپور
برچسب:
نویسنده: محمد موسویپور
گرچه مهرم به دلت دست نداد ست هنوز
سایه ات از سرم ای شاه زیاد است هنوز
خواست هم سنگ تو گردد دل ناکام ، ولی
بر تنم پیرهنِ عشق گشاد است هنوز
می کشد هر طرفم ، می بردم شهر به شهر
چون کبوتر که گرفتار به باد است هنوز
میزند سنگ بر این پیر پریشان شده اش
شادم از شادی این طفل که شاد است هنوز
آخر و عاقبت عشق جنون است اگر
تشنه مردن لب این چشمه مراد است هنوز
پژمان صفری- منبع : اینترنت
برچسب:
نویسنده: محمد موسویپور
چقدر زیاد میشود!! فاصله بین منو تو
تو غرق میشوی و من پر پرنده میشوم
سکوت میکنی و من صدای عمق حنجره
تو شاد جلوه میکنی و من درنده می شوم
شکوه چهره ات شده ، ادای گرم باختن
تو وانمود میکنی و من برنده میشوم
کویر مصر و فهرجی، سراب پر درخت سبز
هوای حشک شوره زار و من دمنده میشوم.
علیرضا رضایی گورادل
برچسب:
نویسنده: محمد موسویپور
زمان به داد من اما، نمیرسد، آری!!!
زمان صدای صبوری، زمان صدای سکوت
و خواب های عجیبم در عمق بیداری
علیرضا رضایی گورادل
برچسب:
نویسنده: محمد موسویپور
آری، به آه گاه به گاهی بسنده کن
درد دل تو را چه کسی گوش میکند ؟
ای در جهان غریب ! به چاهی بسنده کن
دستت به گیسوان رهایش نمیرسد
از دوردستها به نگاهی بسنده کن
سرمستی صواب اگر کارساز نیست
گاهی به آه بعد گناهی بسنده کن
اهل نظر نگاه به دنیا نمیکنند
تنها به یاد چشم سیاهی بسنده کن
برچسب:
نویسنده: محمد موسویپور