غزلی از رهی معیری - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 15:36
ما را دلی بود که ز دنیای دیگر استماییم جای دیگر و او جای دیگر استچشم جهانیان به تماشای رنگ و بوستجز چشم دل که محو تماشای دیگر استاین نه صدف ز گوهر آزادگی تهی استو آن گوهر یگانه به دریای دیگر استدر ساغر طرب می اندیشه سوز نیستتسکین ما ز جرعه ی مینای دیگر استامروز می خوری غم فردا و همچنانفردا به خاطرت ...
پیله ی رنج - تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 15:36
خواب م ولی تردیدهایم را در پیله های بی شکیبای تو فهمیدمپروانه بودن با تو بود ومن در ریسه های گریه پوسیدمفرقی نخواهد کرد پروازم با بالهای تو به فردا رفتگلهای بویده برای تو من رنج خود را با تو بوییدم مریم کرمی نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۰ساعت توسط مشتق مجنون . علیرضا رضایی گورادل ع.ر.گ...
یکی از زیبا ترین بند های ترجیع بند سعدی - تاریخ: 1400/11/20 ساعت: 16:27
چشمی که نظر نگه نداردبس فتنه که با سر دل آردآهوی کمند زلف خوبانخود را به هلاک میسپاردفریاد ز دست نقش، فریادو آن دست که نقش مینگاردهرجا که مولهی چو فرهادشیرین صفتی برو گماردکس بار مشاهدت نچیندتا تخم مجاهدت نکاردنالیدن عاشقان دلسوزناپخته مجاز میشماردعیبش مکنید هوشمندانگر سوخته خرمنی بزاردخاری چه بود ب...
شعری از استاد محمد علی بهمنی - تاریخ: 1400/11/20 ساعت: 16:27
عضی با برج های پدرهاشانبعضی دیگر با آرزوهاشانو بعضی با دنیاشانمن و تو امابا نداری هامانبزرگ شدیم.آنقدر بزرگکه جایی در دنیای کوچکشاننداشتیم. نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۹۹ساعت توسط مشتق مجنون . علیرضا رضایی گورادل ع.ر.گ Adblock test (Why?)
شعری از حامد عسگری - تاریخ: 1400/11/20 ساعت: 16:27
خسته ام مثل جوانی که پس از سربازیبشنود یک نفر از نامزدش دل بردهمثل یک افسر تحقیق شرافتمندیکه به پرونده ی جرم دخترش برخوردهخسته ام مثل پسر بچه که درجای شلوغ بین دعوای پدر مادر خود گم شده است خسته مثل زن راضی شده به مهر طلاق که پس از بخت بدش سوژه ی مردم شده است خسته مثل پدری که پسر معتادش غرق در درد خ...
زایش رویا - تاریخ: 1398/10/23 ساعت: 18:36
آن یک دقیقه از شب یلدا برای منحتی امید دیدن فردا برای مننا گفته های سردِ پُر از درد سینه امآشفتگی موی حُمیرا برای منهابیل و قتل بی هدف و مرگ ثانیهرنگ سیاهِ جامه یِ حوّا برای منزنگار های قفل قدیمی روی
آه - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:31
آه از نگاه مرده ی مردان نا امیدوقتی که سرو های بلند از غرور و عشق سر ریز میشوندمثل درخت بید. علیرضا رضایی گورادل
مهر تو - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:31
انگار مهر تو مانند قابله ی سالخورده ای تیغی به روی بند وجودم کشیده است صد ها هزار بال سپید از نگاه تو در صحن بی ریای دلم پر کشیده است.علیرضا رضایی گورادل
شعر خوب - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:31
مثال كر كه صدا را نمي كند باوروفا نديده وفا را نمي كند باوركسي كه از در و ديوار پشت پا خورده استسلام پنجرا ها را نمی كند باورو چشم سرخ من اين يادگار دلتنگينگاه عقده گشا را نمي كند باورمگو قناري از آزار باد پاييزیجوانه قصه مارا نمي كند باورگذشت عمر عزيز و چه دير فهميدمزمين نخورده عصا را نمي كند باورع...
بیشه - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:31
و ما در این غبار تار که بیشه حرف از شکار شیر میزند در انتظار لحظه های ساده تر نشسته ایم در این فضای ملتهب شکسته ایم علیرضا رضایی گورادل
شعری از محمد علی بهمنی - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:31
خبر این است که: من نیز کمی بد شده اماعتراف این که: در این شیوه سرآمد شده امپدرم خواست که فرزند مطیعی بشومشعر پیدا شد و من آنچه نباید شده امعشق برخاست که شاعرتر از آنم بکندکه همان لحظه ی دیدار تو شاید
مراد - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:31
گرچه مهرم به دلت دست نداد ست هنوزسایه ات از سرم ای شاه زیاد است هنوزخواست هم سنگ تو گردد دل ناکام ، ولیبر تنم پیرهنِ عشق گشاد است هنوزمی کشد هر طرفم ، می بردم شهر به شهرچون کبوتر که گرفتار به باد است هنوزمیزند سنگ بر این پیر پریشان شده اششادم از شادی این طفل که شاد است هنوزآخر و عاقبت عشق جنون است ا...
فاصله - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:31
چقدر زیاد میشود!! فاصله بین منو تو تو غرق میشوی و من پر پرنده میشوم سکوت میکنی و من صدای عمق حنجره تو شاد جلوه میکنی و من درنده می شوم شکوه چهره ات شده ، ادای گرم باختن تو وانمود میکنی و من برنده میشوم کویر مصر و فهرجی، سراب پر درخت سبزهوای حشک شوره زار و من دمنده میشوم.علیرضا رضایی گورادل
عمق بیداری - تاریخ: 1398/2/14 ساعت: 20:08
دلم گرفته ازین های و هوی تکراری زمان به داد من اما، نمیرسد، آری!!!زمان صدای صبوری، زمان صدای سکوتو خواب های عجیبم در عمق بیداری علیرضا رضایی گورادل
بسنده کن - تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 11:50
یارای گریه نیست، به آهی بسنده کن آری، به آه گاه به گاهی بسنده کن درد دل تو را چه کسی گوش میکند ؟ ای در جهان غریب ! به چاهی بسنده کن دستت به گیسوان رهایش نمیرسد از دوردستها به نگاهی بسنده کن سرمستی صواب اگر کارساز نیست گاهی به آه بعد گناهی بسنده کن اهل نظر نگاه به دنیا نمیکنند تنها به یاد چشم سیاهی ب...
کوکب امید - تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 11:50
ای صبح نودمیده! بناگوش کیستی؟وی چشمه حیات لب نوش کیستی؟ از جلوهٔ تو سینه چو گل چاک شد مراای خرمن شکوفه! بر و دوش کیستی؟ همچون هلال بهر تو آغوش من تهی استای کوکب امید در آغوش کیستی؟ مهر منیر را نبود جامهٔ سیاهای آفتاب حسن سیه پوش کیستی؟ امشب کمند زلف ترا تاب دیگری استای فتنه در کمین دل و هوش کیستی؟ م...
مذ احببتک - تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 11:50
مذ أحببتك.. u200fصار العالمُ أجملَ ممّا كان! u200fالوردُ ينام على كتفي! u200fوالشّمس تدور على كفّي! u200fو الليلُ، جداول من ألحان ! عبدالقادر مكاريا
سه سال - تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 11:50
شراب دیدگان تو سه ساله شد دلم درون سینه استحاله شد گذشته ای که ساختیم و زنده است بهانه ای که کاشتیم و خانه شد و انفجار مصرعی که ساختی به لطف چشم های تو رساله شد
yemin ederim قسم میخورم (ترکی استانبولی) - تاریخ: 1397/12/16 ساعت: 11:50
Ne dil yeter seni anlatmaya نه زبونم می تونه وصفت کنهne göz kiyar sana bakmamayaنه چشام می تونه نگاهت نکنهne ellerim doyanir sana dokunmayaنه دستام از لمس کردنت سیر میشهne kollarim uzanir seni sarmaya
هذیان یک مسلول - کارو - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 21:44
همره باد از نشیب و از فراز کوهساران از سکوت شاخههای سرفراز بیشه زاران از خروش نغمه سوز و ناله ساز آبشاران از زمین، از آسمان، از ابر و مه، از باد و باران از مزار بیکسی گمگشته در موج مزاران میخراشد قلب صاحب مردهای را سوز سازی ساز نه، دردی، فغانی، نالهای، اشک نیازی مرغ حیران گشتهای در دامن

برچسب‌های مرتبط

درد معده | دردشة عراقنا | درد پاشنه پا | درد قفسه | درد دل | درد کف پا | دردسرهای عظیم | فلسفه ترس از خدا | فلسفه ترس از مرگ | بزرگترین تناقض قرآن