خرید بک لینک

گرچه مهرم به دلت دست نداد ست هنوز
سایه ات از سرم ای شاه زیاد است هنوز

خواست هم سنگ تو گردد دل ناکام ، ولی
بر تنم پیرهنِ عشق گشاد است هنوز

می کشد هر طرفم ، می بردم شهر به شهر
چون کبوتر که گرفتار به باد است هنوز

میزند سنگ بر این پیر پریشان شده اش
شادم از شادی این طفل که شاد است هنوز

آخر و عاقبت عشق جنون است اگر
تشنه مردن لب این چشمه مراد است هنوز

پژمان صفری- منبع : اینترنت

برچسب: نویسنده: محمد موسوی‌پور تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 16:31

صفحه بندی