تمام آنچه ندارم نشسته روی هم
مقابلم پر از احساس محض سرکوب است
به شکل دیو در آمد مقابلش رستم
به شکل پیله ی ابریشمی در آمده بود
که قبل پیله دریدن شفیره را کشتم
وضوح قلب بلورین من کدر شده است
هزار بادیه راهست و مقصدش مبهم
قسم به توبه ی گرگی که گله را دیده
به مرگ راضیم اما کنار تو هستم
علیرضا رضایی گورادل
برچسب: دردشتي,دردشة,درد,درد معده,دردشة عراقنا,درد پاشنه پا,درد قفسه,درد دل,درد کف پا,دردسرهای عظیم,
نویسنده: محمد موسویپور